تبليغاتX
خدایا صدامو می شنوی؟
تجربه هاي سنگين به من پاداش مي دهد كه آرام گريه كنم

من : همش منتظر بودم.

عقلم : منتظر چی یا کی؟

من : فکر کردم

 عقلم : شاید برای اولین بار

من : جدی بودم

من : هر کس بخوام بی اجازش دوست دارم

عقلم : پس انتظاری هم نداری اون که نمیدونه

عقلم (با صدای خیلی آرووم) : خیلی هاشون ازت نفرت دارن

من : حتی نخوان نفس بکشم

من : ولی

عقلم : ولی

من : اول تو بگو

عقلم : نه اول تو

آخه با هم گفتیم

  به من چه  اونه و دلش من که نمیدونم مهم منم

نوشته شده توسط یه از خدا بی خبر در ساعت  | لینک  |