دیروز داشتم کامپیوتر تکونی می کردم
چشم خورد به متنایی که 2 سال پیش نوشته بودم ولی وب نداشتم اون موقع
حوصله اشو نداشتم شاید دوست نداشتم متنمو بنویسم
نمیدونم
من که یادم نمیاد دیشب شام چی خوردم می خوای یادم باید 2 سال پیش چه جوری فکر می ردم به چی فکر می کردم!
یه سر دارم هزار سودا؟؟؟
ببین رووی پای کی ایستادی؟
خدا بگم چه کارتون کنه با این طرز فکرتون
شما دخترا فقط منتظرين كه يه نفر بياد و سنگيني شما رو تحمل كنه ولي اصلاً فكر نميكنين اون در قبال اينكار از شما امتياز مي خواد.
اين افكار عمه هاتون رو هم بريزين دور كه اگه عاشقه بايد اينكارو انجام بده ! تو رو خدا بس كنين ديگه .يكم محكم باشين . مطمئن باشين اگه اينجوري بود به شما وانت مي دادند نه شوهر!! شما بايد بپذيرين كه دوران اشتراك تموم شده! وقتي كه مردي خرج زنش رو ميده در واقع داره ازش آزادي خريد ميكنه! اون مثلاُ قراره از شما محافظت كنه ولي در واقع شما رو صاحب ميشه!
تو كلتون بكنين كه اولين شرط آزادي اينه كه دستتون تو جيب خودتون باشه.چرا روي مرد حساب ميشه؟چون اون داره صورت حساب رو مي پردازه!قدرت پرداخت پول، داره بحساب قدرت اون نوشته ميشه! اصلاً روتون ميشه واسه پول تو جيبي و خرج خونه هي پيشش دست دراز كنين؟بعد هم دو هزارتا جواب پس بدين كه با پول قبلي چيكار كردين!! در سراسر دنيا زنها دارن كار ميكنن.از تو رستوران گرفته تا توي راكتورهاي اتمي، فقط توي اين كشورهاي سنتي گراي بي در و پيكرو بي صاحب ميبيني كه زنها این طوری زندگي ميكنن! در نتيجه آزادي نميتونن داشته باشن.اونهايي هم كه شاغل هستند باز ... !!
خانومها چرا همش معاني رو غلط تفسير ميكنين؟ جمله مالِ من و مالِ تو نداره ديگه مـُرد!
بابا مـُرد بخدا! الان زندگي تو هزاره جديد حساب كتاب داره…
از نان خود بيكديگر بدهيد ولي هركدام نان جداگانه داشته باشيد. اين اولين شرطه آزاديه : روي پاي خود بودن. شما دنياي نوين مي خواين ولي نمي خواين خودتون رو باهاش وفق بدين؟ مگه ميشه همچين چيزي؟
اولين شرط زندگي در دنياي امروز اينه:خودت مسؤل ساخت زندگيت هستي.
حالا بيام دوباره نظر خواهي رو باز كنم ببينم يه مشت شاعر نوشتن :آه ..اي دل.....!
عاشقي مرد!!
بخدا دارم خودمو كنترل ميكنم كه داد نزنم!...
هر فرد 2 راه جلوي پاش داره.يا اينكه كسي مسؤل زندگيت باشه و در مقابلش بايد آزاديت رو بهش بدي و يا مسؤل زندگيت باشي و هزينه آزاديت رو هم بپردازي..!
فلسفه مفت هم ننويسين چون حد وسط نداره….ميگيرين چي میگم؟
اعصابم خرد شد…ولم كنين تورو خدا…
روي پاي خودتون باشين نه شوهرانتونآب دهنت اضافیه که تفش می کنی؟
یا طبق عادت و قانون بدنت گاهی مجبور میشی تف کنی؟ نا خودآگاه !
میگی ما تف شدیم؟
پس ما اضافی هستیم .
شاید حق با تو باشه .
شده تف کنی بهش نگاه کنی؟
من متنتو که خوندم رفتم تف کردم کلی بهش نگاه کردم خودمو جاش گذاشتم .
گناه داشت !!!
دوست داشتم برش گردونم! ولی هر چی فکر کردم دیدم اونم غرور داره نمی خواد برگرده چون تف شده.
دهن من هم همین طوراونم نمی خواد یه تف شده رو پس بگیره
یا شاید خجالت میکشه
شاید اونم نمی خواسته دوستشو که همیشه باهاش بوده دور بندازه
یا اون زبون سرخ که اونقدر لگد زده به آب دهن بیچاره که با این شدت پرت شه
مگه تف چشه که باید پرت شه بیرون؟؟
دلم نمی خواد بگم بعضی ها لایق تف شدنن ولی به ذهنم خطور کرد چه کنم؟!!هر روز صبح غزالي در آفريقا بيدار مي شود؛
او نيک مي داند که بايد تندتر از سريعترين شير بدود و کشته نشود.
هر روز صبح شيري در آفريقا بيدار مي شود؛
او نيک مي داند که بايد تندتر از سريعترين غزال بدود تا از گرسنگي نميرد.
مهم نيست که شير هستيد يا غزال، بهتر است با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کنيد .
هر وقت می خوستم درس بخونم برنامه ریزی می کردم که از فردا صبح ساعت 6 بیدار می شم فلان می کنمو بهمان می کنم و از این شر و ورا...
فردا میومدو من 6 که چه عرض کنم تا 10 خواب بودم(نهایت مثبتیم ما) تازه اون موقع هم با کلی نازو ادا بیدار می شدمو منت می ذاشتم که آره من دارم درس می خونم ...
بعد هم که این FOCUS نازنین اومد شبها تا صبح عبادت می کردم با ADD یهای عزیز.
برسن اون روزی رو که من مث آدم درس بخونم
مث آدم بخوابمو بیدار
برسون ارشد IT رو
..........................................................................................................................
پ.ن:ببینم هر چی اسمتو نمیارم به روی خودت نمیاری یه وقت جواب بدی...
اهل رودرواسی هم نیستی پارسال گفتم تو رودر واستسی بندازم بلکه ....
ای بابا زبونم داره کار دستم میده یادم بده درست بچرخونمش سرم نره.....
شمااااااااااال
میرم دانشگاه کوچولوی خودم
خدا کنه یه نفرو ببینم![]()
![]()
