از همان روز اول که به دنيا مي آييم دلمان خوش است
دلمان خوش است که مادري داريم که شيرمان مي دهد
دلمان خوش است که پدري داريم که مي توانيم با موهاي صورتش بازي کنيم
دلمان به قيافه خودمان توي آينه خوش مي شود
دلمان به لباس نويي خوش مي شود
يا وقتي که جشن تولدي برايمان مي گيرند
دلمان ساده خوش مي شود به يک شاخه گل يا هديه اي که مي گيريم
يا به حرف هاي قشنگي که مي شنويم
دلمان به تمام دروغ ها و راست ها خوش مي شود
دلمان خوش مي شود به غرق شدن در روياهاي بي سرانجام
دلمان ساده خوش مي شود با آغوشي گرم و حرف هايي داغ
دلمان خوش است که همه چيز رو براه است
که همه دوستمان دارند
که ما خوبيم.
دلمان خوش میشود به اينکه کسي عاشقمان شود
با شاخه گلي دل مي بنديم و با جمله اي دل مي کنيم
دلمان خوش مي شود به برآوردن خواهشي و چشيدن لذتي
و وقتي چيزي مطابق ميل ما نبود
چقدر راحت لگد مي زنيم و چه ساده مي شکنيم همه چيز را
0
0
0
و زمان مي گذرد
شاید دلمان خوش مي شود
به
0
0
0
به
0
0
0
گريه اي و فاتحه اي
به اينکه کسي برايمان خيرات بدهد و کسي و به يادمان اشک بريزد
ذوق مي کنيم که کسي اسممان را بگويد
و يا رهگذري سنگ قبرمان را بخواند
و
0
0
0
ما آدم ها چه راحت دلمان خوش مي شود
دلمان به چه خوش نمی شود بی خبرم