تصمیم گرفته بودم دیگه چیزی توی وبم ننویسم ولی یه عزیزی خبر از خوشحالی یه عده از این بابت داد
و از اون جایی که حسابی حالم گرفته بود اصلا برم مهم نبود .![]()
به قدری ناراحت بودم که حتی پسم هم یادم نبود ![]()
![]()
در هر صورت از اونجایی که کور شود هر آنکه نتوان دید ![]()
من ادامه می دم
هر کی نمی تونه ببینه من مثل همیشه سر حالم و زورش میادد میتونه سرشو ....![]()
خوب .....
امسال سال چی بود سال نهنگ اسب سگ چه می دونم
فقط اینو می دونم که من مثل هیچ کدومشون نبودم
فقط تماشا کردم
چه تماشا کردنی حتی نخواستم ببینم فقط چون جلوی چشم بود دیدم معلوم نیست که خوب نگاه کرده باشم
امسال هیچ کاری از پیش نبردم باید ترم آخرو می گذروندم که تمام شد خودش![]()
یه پروژه داشتم که هنوز تکلیفش رو رو شن نکردم کارورزی وقت تلف کردن بود
و کنکور هم درس نخوندن
برنامه هام همه به هم ریخت خانه نشین هم شدم فقط یه کاری نکرده بودم تا به حال اونم رفتن به مراسم عزاداری حسین بود که ای کاش نمی رفتم
امسال که گذشت هیچی نشدم ولی امیدوارم سال دیگه آدم شم![]()
![]()
خسته ام
کارای من توی این مدت بیهوده بوده .
خداحافظ همگی
خداحافظ دوستای خوبم : شازده کوچولو
پیت
و خیلی های دیگه که یادم میاد
همتون موفق باشید
خداحافظ![]()
![]()
خدا عادله
خدا حقه
اینا همش حرفه .
حرف حرف حرف
وقتی خداتون این جوریه وای به حال اون موجودات به اصطلاح بندگان
