تبليغاتX
خدایا صدامو می شنوی؟
تجربه هاي سنگين به من پاداش مي دهد كه آرام گريه كنم

مرگ را دانم...

ولی تا کوی دوست...

راهی ار نزديکتر می دانی بگو....
نوشته شده توسط یه از خدا بی خبر در ساعت  | لینک  | 

یکشنبه ۷ آبان ۸۵

سلام
امروز يه روز ديگه ست واسه من
روزي كه با بقيه روزها فرق داره
آخه مي دونين امروز آخرين امضای فارق التحصیلی را گرفتم
و تمام شد
آره دو سال دوره دانشجويي با همه سادگيها و سختي هاش تمام شد
حالا كه فكر مي كنم مي بينم واقعا خيلي زود گذشت
تازه داشتيم به دانشگاه، به حال و هواش و به همديگه عادت مي كرديم كه تمام شد
چه خاطرات تلخ و شيريني كه توي اين مدت در دفتر خاطرات همه ما ها ثبت شد
مطمئنا در آينده ياد اون شيطنتها
ياد كلاسها  ، صندليها و...
ياد اساتيد، چه اونايي كه نمره بده بودن و چه اونايي كه واسه نيم نمره
بايد پاچشونو تا آخر مي خوردي(که ای کاش این کارو می کردم)
ياد دير رفتنها و ضايع شدنها(مخصوصا سر کلاس ن ...)
ياد روزهاي امتحان
ياد تقلبها
ياد سر و كله زدن دخترها و پسرها
و تلاش واسه ضايع كردن همديگه
و خلاصه ياد اون روزها
بهونه خوبي خواهد بود واسه اينكه
يه گوشه بشينيم و كمي بخنديم يا حتي گريه كنيم
حالا هر كسي راه خودشو مي ره
يكي مي ره دنبال كار
يكي ادامه تحصيل مي ده
يكي ازدواج مي كنه
يكي مي ره سربازي
من كه دلم واسه همشون تنگ مي شه
اما اميدوارم هر جا كه مي رن و هر راهي كه انتخاب مي كنن
خدا كمكشون كنه تا به خواسته هاشون تو زندگي برسن
به هر حال تموم شد
و امروز واسه من يه روز ديگه ست
و من وارد يه مرحله جديد از زندگيم شدم
از همتون مي خوام كه من و همه
دوستانمو دعا كنين
و اميد دارم اونايي كه تازه وارد دانشگاه شدن
و اونايي هم كه يه عمره تو دانشگاهن (بيش از اون حد معمولش )
زودتر درسشونو با موفقيت به پايان برسونن
منم براي همه شما پيش خدا دعا مي كنم

شاید این بار توی رودر بایستی بپذیره

یا حق

نوشته شده توسط یه از خدا بی خبر در ساعت  | لینک  | 

یه روزی یه جایی گفته بودم که می خوام در مورد یه بنده خدایی( از نوع همکلاسی شاید) که میگن باهاش اختلاف پیدا کردی (که البته این بنده ناتوی خدا گفته که من دچار توهم شدم و این مورد مسئله ای نیست که بخوام اصلا بهش فکر کنم، اینو بگم از همین الان دروغش گردن خودش) یه چیزایی بگم ؛


القصه:
یه روزی ...
یه شهری ...
یه دانشگاهی ...
یه دانشجویی ...
یه دانشجوییی ...
یه دانشجویییی ...
یه اینترنتی ...
یه...   ...   ...

نوشته شده توسط یه از خدا بی خبر در ساعت  | لینک  |