تبليغاتX
خدایا صدامو می شنوی؟
تجربه هاي سنگين به من پاداش مي دهد كه آرام گريه كنم

حوصله هیچ چیزو هیچ کسو ندارم.

دلم بی خود میگیره

تنگ میشه

واسه کیو چی نمی دونم

نوشته شده توسط یه از خدا بی خبر در ساعت  | لینک  | 

گفت می تونی اینجوری ببینی که خیلیا هستن که نه از زندگی شون راضی اند نه از کارشون توهم یکی مثل اونا

خیلیا هستن که به هر دلیل نتونستن برن دنبال اون چیزی ک دلشون می خواد و مجبورن به اون چیزی که هستن

آدما با عقده هاشون زندگی میکنن
ادامه مطلب
نوشته شده توسط یه از خدا بی خبر در ساعت  | لینک  | 

ارزو دارم شبي عاشق شوي

  آرزو دارم بفهمي درد را

 

آرزو می کنم تو هم هر جایی رو نگاه می کنی  فقط یکیو ببینی

 آرزو می کنم تو هم کارت به جایی برسه که با عکسش بخوابی

آرزو می کنم تو هم اولین لحظه آرامش هر روزه ات صدای خنده هاش گوشتو کر کنه

آرزو می کنم تو هم  شبها که سرتو روی بالش می ذاری و چشاتو می بندی 21 دی ها جلوی چشات رژه بره

آرزو می کنم تو هم هر روز منتظر شنیدن صدای زنگ تلفنش باشی

ای  کاش از اون فقط های های گریه ی شبانت واست بمونه

ای کاش حسرت شنیدن صداش برای آخرین بار هیچ وقت تموم نشه

آرزو می کنم هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسی از کنارت رد میشه فک کنی چقدر صداش شبیهشه چه حالی میشی؟  

بر میگردی و به اون رهگذر نگاه میکنی تا مطمئن بشی خودش بوده .

ولی نیست . اون کجا تو کجا ؟!

نمی خوام آرزو کنم کاش آرزوم براورده نشه .چون می خوام ببینی انتظارو

نوشته شده توسط یه از خدا بی خبر در ساعت  | لینک  | 

عجب شروع جالبی!!!.

پ.ن ۲ : کاش اون شب سیگارو امتحان می کردم .

         

 

 

نوشته شده توسط یه از خدا بی خبر در ساعت  | لینک  | 

من : همش منتظر بودم.

عقلم : منتظر چی یا کی؟

من : فکر کردم

 عقلم : شاید برای اولین بار

من : جدی بودم

من : هر کس بخوام بی اجازش دوست دارم

عقلم : پس انتظاری هم نداری اون که نمیدونه

عقلم (با صدای خیلی آرووم) : خیلی هاشون ازت نفرت دارن

من : حتی نخوان نفس بکشم

من : ولی

عقلم : ولی

من : اول تو بگو

عقلم : نه اول تو

آخه با هم گفتیم

  به من چه  اونه و دلش من که نمیدونم مهم منم

نوشته شده توسط یه از خدا بی خبر در ساعت  | لینک  | 

اگه زمانو بر گردونی دیگه این کارو نمی کنم

بخدا جوابشو نمیدم اون وقت

راست می گم تو این کارو بکن ببین چی می کنم

دلم تنگ شده واسش یه علمه

خیلی بی معرفته خیلی.

بگم برسونم بهش؟

نمی دونم چی بگم.

بگم بذار یادم بره؟

نمی دونم چی می خوام

بی خبرم که می خوای چه کنی

میشه همین یه بار خبرم کنی؟

خواهش می کنم

من خیلی....

به تو هم باید بگم آخه؟

تو که بهتر از  همه می دونی
نوشته شده توسط یه از خدا بی خبر در ساعت  | لینک  | 

امروز اومدم به دل خودم تسلیت بگم شایدم تبریک بگم دل قشنگ و تهنام تسلیت/تبریک اون دیگه دوست نداره شاید اینو از خیلی وقت پیش فهمیده باشم که اون دیگه دوسم نداره و برنمیگرده چون اگه داشت که نمی رفت که حالا بخواد برگرده تسلیت/تبریک می گم دل کوچولوی من واسه اینکه اون دیگه دوست نداره شایدم یه عشق دیگه جای تورو تو قلب بزرگ اون گرفته (اگه بزرگ بود که...) باور کنید خیلی دوست دارم حتی اگه خیانتم کنه به چشم من شیرین میاد بعضی اوقات فکر میکنم که اون فقط واسه این اومد تو زندگیه من که دل منو عاشق(خر) کنه و بشکنه و بره) لعنت به این ادمی با این فکرای کثیفش( کاش می شد داد بزنم و این بغضی که تو این چند ماه داره خفم می کنه بریزم بیرون کاش اونقدر جر‌أت داشتم كه بگم هنوزم … و مجبور نبودم كه پيش همه نشون بدم كه هيچ چيزي ناراحتم نكرده كاش مي شد فرياد بزنم دوسش دارم!!!!!! (البته غلط کردم بگم دلیل نداره . یه مدت بود ، اومد و رفت ، همین) اين روزا بغضم اذيتم مي كنه گلوم درد ميكنه اما به همه ميگم سرماخوردم(مخصوصا وقتی دوستشو می بینم جلوم راه میره دلم واسش یه ریزه می شه) چرا هيچ كي حال منو نمي فهمه چرا راحتم نمي كني يا ببر يا …(یاببرو زهرمار غلط کردی این حرفو می زنی رفت که رفت جهنم) از اين همه زجرو تنهايي خلاصم كن. كمكم كن صدا مو ميشنوي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آهااااااااااااااااااااااااااااااای با تو ام
نوشته شده توسط یه از خدا بی خبر در ساعت  | لینک  |